نقاط ضعف

همه ما دارای یکسری نقاط ضعف هستیم که حتی خودمان هم دوست نداریم با آن‌ها مواجه شویم. چه برسد به این که بخواهیم آن‌ها را تغییر داده و به نقاط قوت تبدیل کنیم. نقاط ضعف ما آدم‌ها آن چیزی که واقعا نیاز داریم یاد بگیریم را پنهان می‌کند. بنابراین برای این که بتوانیم نقاط ضعف را به نقاط قوت تبدیل کنیم باید بتوانیم آن چیزی که از زندگی می‌خواهیم را یاد بگیریم. سوالاتی که بیشتر شما در ذهن‌تان دارید:

چرا نمی‎‎‌توانم یاد بگیرم؟

خجالت مرا به عقب بازمی‌گرداند!

هیچوقت نمی‌توانم لیست وظایف روزانه را تمام کنم!

چرا اینقدر برای شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذارم؟

چرا همیشه میخواهم مردم را راضی نگه‌دارم؟

چرا همیشه می‌ترسم؟

چرا چیزهایی که می‌خواهم آنقدر مهم نیستند که برایشان بجنگم؟

این انتخاب شماست که نقاط ضعف را طوری مدیریت کنید که به نقاط قوت تبدیل شوند.

نقاط ضعف

نقاط ضعف خود را پیدا کنید

هیچوقت از پیدا کردن نقاط ضعف و تجربه کردن آن‌ها دست برندارید. باید رنج ضعف‌هایی که در در مسیر اهداف، موفقیت‌ها و فرصت‌ها قرار گرفته اند را احساس کنید. و این سخت‌ترین بخش تغییر ضعف‌ها به نقاط قوت است.

باید آن احساس رنج را از شکست‌ها و صدایی که به شما می‌گوید هرگز نمی‌توانید و به اندازه کافی خوب نیستید شروع کنید. هرگز خجالت نکشید و تمام مواردی که به ذهنتان می‌رسد را روی کاغذ بنویسید.

کمی عمیق‌تر کاوش کنید

اولین درد برای تغییر نقاط‌ضعف به نقاط‌قوت کافی نیست. باید کمی در نقاط ضعفتان عمیق‌تر شوید و در این مرحله بدون شک به یک مشاوره نیاز دارید. به فردی که بدون هیچ قضاوتی بتواند شما را راهنمایی کند.

در باورهای خود کاوش کنید

مرحله سوم جستجو در باورهای شماست. پذیرفتن این که آنچه به عنوان واقعیت باور داریم فقط یک دیدگاه است کمی سخت است. زمانی که می‌پذیریم واقعیت‌های پذیرفته شده در واقع باوری بیش نیستند، یاد می‌گیریم که راه‌های جدیدی برای فکر کردن، عمل کردن و در نهایت رسیدن به نتایج بهتر پیدا کنیم.

مواجه شدن با یک واقعیت جدید، چندان آسان نیست. واقعیتی که باید به آن برسید این است که شما در واقع آن نقاط ضعف را ندارید. اگر می‌خواهید از ضعف‌هایتان خلاص شوید و آن‌ها را به نقاط قوت تبدیل کنید، به دنبال شواهدی در تمام جنبه‌های زندگی خود باشید که به آن‌ها به عنوان نقاط ضعف واکنش نشان می‌دهید. هر چقدر ضعف‌های شما بزرگ‌تر باشد، جنبه‌هایی از زندگی شما وجود دارد که هیچ نقطه ضعفی ندارد.

ممکن‌ها را جستجو کنید

هرگز برای تبدیل ضعف‌ها به نقاط قوت به این مراحل اکتفا نکنید. معمولا ما انسان‌ها تمایل داریم که هر چه زودتر به نتیجه برسیم.

برای رسیدن به نتیجه باید لیستی از ممکن‌ها را بنویسیم. این کار بسیار ساده‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنید.

بیایید با هم صادق باشیم. اگر زندگی سخت است و احساس می‌کنید که نقاط ضعفتان شما را عقب نگه می‌دارند، حتما تغییر را هم کار سخت و غیرممکنی می‌دانید. زیاد فکر کردن یکی از موانعی است که مانع از پیدا کردن راه حل می‌شود. پس با هر ایده‌ای که دارید، بیش از حد فکر نکنید.

نقاط ضعف تان را امتحان کنید

همانطور که دیگران می‌گویند، من همیشه آدم احساساتی و حساسی بودم. اما کاری که توانستم انجام دهم تغییر ذهنیتم نسبت به این ویژگی بود.

کمی دقیق‌تر شوید. آیا این ویژگی شما واقعا یک نقطه ضعف است؛ یا نقطه قوتی است که دیگران آن را دوست ندارند.

من همیشه احساساتی بودم و خانواده‌ام همیشه به من می‌گفتند: “تو بیش از حد حساس هستی و همه چیز را به خودت می‌گیری” اما اخیرا فهمیده‌ام که این ویژگی من اصلا بد نیست بلکه خوب است.

توانایی من در احساس کردن چیزی که مردم تجربه می‌کنند، یعنی من قاطع‌تر از دیگران هستم و می‌توانم ویژگی احساساتی بودنم را به سطح جدیدی برسانم.

ندای درون تان را پیدا کنید

برای این که بتوانید ضعف‌های‌تان را به نقاط قوت تبدیل کنید، قبل از هر کاری باید ببینید چه چیزی به شما انگیزه می‌دهد و هر چقدر هم آن چیز بزرگ و ترسناک باشد برای رسیدن به آن تلاش کنید.

خیلی سریع نقاط ضعفتان را قضاوت نکنید. زیرا در واقع آن‌ها نقاط قوتی هستند که به آن پتانسیل واقعی خود نرسیده‌اند.

پس قبل از هر اقدامی برای تغییر ابتدا از خودتان بپرسید که چقدر احساس اعتماد به نفس دارید؟ اگر آنقدر خودتان را باور ندارید که بتوانید ضعف‌ها را به نقاط قوت تبدیل کنید، پس چه انتظاری می‌توانید از خودتان داشته باشید.

اگر احساس کمبود یا ضعف می‌کنید، باید ببینید شبکه‌های اجتماعی چه احساسی به شما می‌دهند؟

آیا احساس قدرت و آمادگی برای چیزی می‌دهند؟  

یا احساس بی کفایتی؟

آیا دائم خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید و با خودتان می‌گویید من مثل او نیستم و نمی‌توانم باشم؟

تا زمانی که سعی کنید به آدم دیگری تبدیل شوید، هرگز نمی‌توانید ضعف‌هایتان را به نقاط قوت تبدیل کنید. باید خودتان را بپذیرید؛ اگر نتوانستید این اولین ضعفی است که باید اصلاحش کنید.

برای تبدیل نقاط ضعف به نقاط قوت کارها را به عقب نیندازید

یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که خیلی از ما در مسیر تغییر داریم، بهانه‌هاست. بهانه موانعی که هرگز وجود خارجی ندارند. اگر از آن دسته افرادی هستید که دائم بهانه می‌آورید، مشکل از شماست و باید کمی روی احساس مسئولیت پذیری خودکار کنید.

به چه کسی کارهای‌تان را گزارش می‌دهید؟ تصور کنید یک رئیس دارید. اگر نتیجه کارهای‌تان را به او گزارش می‌دادی چه احساسی می‌کرد؟

سخن نهایی

زندگی ما سرتاسر مشغله است و بهانه‌ها برای انجام ندادن کاری زیاد است. مثل بچه‌ها، خانواده و همسر، ترافیک، ددلاین‌ها و بسیاری موارد دیگر…

اما اگر برای تغییر از اولین مرحله‌ای که در این نوشتار شرح داده شد شروع کرده و رنج را با تمام وجود احساس کنید، هرگز بهانه‌ای برای به انجام رساندن آن نخواهید داشت.

آیا لازم است که زمان بیرون رفتن ‌ها را از برنامه روزانه خود حذف کنید؟

آیا نیاز دارید که اهدافتان را روی دیوار اتاق خواب بنویسید؟

آیا لازم است که آلارم گوشی را فعال کنید؟

آیا به اپلیکیشن خاصی نیاز دارید؟

چه چیزی برای تمرکز بیشتر نیاز دارید؟

بزرگ‌ترین ضعفی که همه ما بدون شک با آن مواجه هستیم، ترس از شروع است. اگر استارت را بزنید و از ابتدای مراحلی که شرح داده شد شروع کنید، هرگز نقاط ضعفی باقی نخواهد ماند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید