روانشناسی عمومی

چگونه باورهای محدودکننده خود را بشناسیم؟

اگر به اولین خاطرات دوران کودکیتان برگردید، حتما روزهایی را به خاطر می‌آورید که نترس بودید و از روی کنجکاوی جرات کارهایی را به خودتان می‌دادید که امروز تحت تاثیر باورهای محدودکننده جسارت انجام دادنشان را ندارید.

همزمان با بالا رفتن سن، با لیستی از بایدها و قوانینی چون: چه باید بگویید، چگونه باید باشید و چه کاری باید انجام دهید مواجه می‌شوید که باعث می‌شود خودتان را محدود کرده و حتی نتوانید پتانسیل واقعی خودتان را بشناسید.

درست است که ما آدم‌ها باید در سایه یکسری قوانین زندگی کنیم، اما نباید به حدی باشد که باعث عقب نشینی شما از یک زندگی کامل شود.

اگر دوست دارید در زندگی به مراحل عالی‌تری صعود کنید، اما احساس می‌کنید یکجا ثابت مانده‌اید این مقاله را بخوابید. در این مقاله می‌آموزید که باورهای محدودکننده را تشخیص داده و چگونه با آن‌ها مقابله کنید.

باورهای محدودکننده

باورهای محدودکننده چیست؟

آیا تا به حال درباره خودتان این جمله‌ها را گفته‌اید؟ “من ریاضیم خوب نیست” یا ” من دست و پا چلفتی هستم و نمی‌توانم برقصم.” این‌ها باورهای محدودکننده‌ای هستند که شما را در انزوای درونتان محبوس کرده و محدودتان می‌کند.

باور محدودکننده وضعیت ذهنی، اعتقاد یا باوری است که تصور می‌کنید درست است اما به نوعی محدودتان می‌کند. این باور محدودکننده ممکن است درباره خودتان، روابطتان با دیگران یا با دنیای اطرافتان باشد.

باورهای محدود کننده تاثیرات منفی زیادی روی شما خواهد گذاشت. باعث می‌شود نتوانید درست تصمیم بگیرید، فرصت‌های خوب را از دست ندهید یا به پتانسیل واقعی خودتان برسید. در نهایت این باورها باعث می‌شود ذهنیت منفی داشته باشید و نتوانید آنطور که دوست دارید زندگی کنید.

دلایل باورهای محدود کننده

اکنون که با باورهای محدود کننده آشنا شده‌اید، دوست دارید درباره علل شکل گیری آن‌ها بیشتر بدانید؟ این که از کجا نشات می‌گیرند و چگونه روی انتخاب‌های شما در زندگی تاثیر می‌گذارند؟

برخی معتقدند که مردم علاقه ای به روشنفکر بودن ندارند و این تعصب ذاتی ماست که باعث می‌شود تنها دنبال اطلاعات مثبت و پسندیده باشیم.

با این حال عواملی وجود دارد که باورهای محدود کننده را از تعصب ذاتی متمایز می‌کند. در ادامه با دلایل ایجاد و تشدید این باورها آشنا شوید.

باورهای خانوادگی

خانواده‌ها ارزش‌ها و عقاید زیادی دارند که دوست دارند به شما القاء کنند و در واقع از ارزش‌های خانوادگی خودشان نشات گرفته است. عقایدی مثل این که چه شغلی را باید انتخاب کنید، چگونه باید رفتار کنید و چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنید.

در نتیجه با باورهایی که خانواده به شما القا می‌کند، ارزش‌ها و باورهای خودتان را به کلی فراموش می‌کنید. به عنوان مثال برخی از خانواده‌ها معتقدند که اقتدار هیچگاه نباید به چالش کشیده شود.

در نتیجه باورتان این می‌شود که رفتار نادرست از طرف یک مقام بالا را باید پذیرفت. حتی نمی‌توانید رفتار اشتباه او را تشخیص دهید.

آموزش

آموزش نقش بسیار مهمی در شکل گیری باورهای محدود کننده دارد. آموزش چه از طرف خانواده باشد، چه دوست یا معلم در این که چه چیزی را به عنوان حقیقت می‌پذیرید بسیار موثر است. دلیل این امر این است که همه این افراد در موقعیت اقتدار قرار دارند و دائما ایده‌ها و عقایدشان را با شما به اشتراک می‌گذارند.

وقتی از مقاماتی که به آن‌ها احترام می‌گذارید چیزی یاد می‌گیرید، باورها و عقایدشان را به عنوان حقیقت می‌پذیرید.

تجربه

وقتی در زندگی تصمیم می‌گیرید و تجربه کسب می‌کنید، بیشتر به نتیجه می‌رسید. به عنوان مثال وقتی عاشق می‌شوید و شکست عشقی می‌خورید ، به این نتیجه می‌رسید که پایان هر عشقی با درد همراه است.

این تجربیات منفی باورهای محدودکننده شما را شکل می‌دهد. فراموش نکنید که نتیجه گیری‌های بعد از یک تجربه منفی به طور موقت معتبر است.

چگونه باورهای محدودکننده را تشخیص دهیم؟

روش‌های زیادی برای تشخیص باورهای محدود کننده وجود دارد که تمام آن‌ها به تامل شخصی نیاز دارد. در ادامه با این روش‌ها بیشتر آشنا شوید.

ابتدا باورهای خودتان را تشخیص دهید

برای تشخیص باورهای محدود کننده ابتدا باورهای کلی خود را روی کاغذ بنویسید. درباره باورهایی که به آن‌ها ایمان قلبی دارید و تاثیر عمیقی در زندگیتان می‌گذارد بنویسید و آن‌ها را در گروه‌های مختلف دسته بندی کنید. مثل مالی، خانادگی، رابطه، سلامتی و…

بعد از این که کار نوشتن را تمام کردید، ارزیابی کنید که کدامیک باعث رشد شما شده و کدامیک شما را محدود کرده است.

رفتارتان را ارزیابی کنید

یکی دیگر از راه‌های تشخیص باورهای محدودکننده ارزیابی رفتارتان است. به رفتارهای منفی و دلایل آن فکر کنید. هر چه عمیق‌تر به رفتارهای منفی خود فکر کنید بیشتر متوجه می‌شوید که علت شکل گیری آن‌ها باورهای محدود کننده خودتان است.

به عنوان مثال زمانی که شخصی به شما توهین می‌کند و نمی‌توانید آن چیزی که در ذهنتان هست را به زبان بیاورید، به خاطر این باور محدودکننده است که بحث و درگیری بد است. این باور غلط باعث می‌شود نتوانید رابطه سالم داشته باشید زیرا نمی‌توانید چیزی که در ذهنتان هست را به زبان بیاورید.

راه‌های مقابله با باورهای محدودکننده

 یکی از خوبیهای باورهای محدود کننده این است که می‌توان آن‌ها را تغییر داد. این کار چندان آسان نیست و به خودآگاهی و تعهد نیاز دارد. در ادامه راه‌هایی برای مقابله با این باورها پیشنهاد شده است که ممکن است به کارتان بیاید.

محیط اطرافتان را سازماندهی کنید

شاید باورش سخت باشد اما محیط اطراف نقش مهمی در شکل گیری باورهای شما دارد. محیط منظم و مرتب روی سلامت ذهن تاثیر زیادی گذاشته و مشوق افکار مثبت است.

برای این که محیط بهتری داشته باشید سعی کنید بی نظمی‌ها را از بین ببرید. شاید لازم باشد برای جریان بیشتر انرژی دکور خانه را تغییر دهید. یا برای جریان انرژی مثبت در خانه فنگ شویی تمرین کنید و وسایل خانه را در جایگاه مشخصی قرار دهید.

انرژی مثبت در خانه باعث می‌شود از افکار منفی دور شده و بیشتر روی باورها و افکار مثبت تمرکز کنید.

بیشتر تحقیق کنید

یکی از دلایل شکل گیری افکار محدودکننده ذهن بسته است. برای این که ذهن بازی داشته باشید باید کنجکاو باشید. وقتی کنجکاو هستید دنیای اطرافتان را کنکاش کرده و از منطقه امن خود بیرون می‌آیید. در نتیجه ذهنتان وسعت بیشتری پیدا کرده و باورهای خود را به چالش می‌کشید.

کنجکاوی باعث می‌شود درباره باورهای مردم نیز بیشتر تحقیق کرده و با عقاید جدیدی آشنا شوید. یکی از راه‌های تحقیق گفتگو با آدم‌هایی است که با شما متفاوت هستند. یکی دیگر از راه‌ها مسافرت و آشنایی بیشتر با فرهنگ‌ها و سبک‌های زندگی متفاوت است.

مشورت کنید

اگر درگیر این هستید که افکار محدودکننده را از بین ببرید می‌توانید با یک درمانگر یا مشاور روانشناس صحبت کنید. از آنجا که باورهای محدود کننده باعث افسردگی  اضطراب می‌شود باید برای مقابله با آن‌ها حتما با یک متخصص در ارتباط باشید؛ زیرا آن‌ها دانش و تخصص چگونگی مقابله با این افکار را دارند.

مراقبه کنید

برخی از باورها از افکاری نشات می‌گیرد که دیگران در ذهن ما فرو می‌کنند. برای این که بتوانید باورهای منفی را تغییر دهید باید بتوانید افکارتان را مدیریت کنید.

برای مدیریت افکار روزانه 5 دقیقه مراقبه کنید. با مراقبه ذهنتان را از افکار منفی دور نگه می‌دارید. هدف از مراقبه این است که اجازه دهید افکار بدون این که درگیرتان کند از ذهنتان بگذرد.

مراقبه باعث می‌شود ذهن آرام شده و با خود درونیتان وصل شود. وقتی بتوانید تمام آشفتگی های ذهنتان را از بین ببرید، توانایی بیشتری در تمرکز روی افکار مثبت خواهید داشت.

سخن نهایی

دنیا مملو از باورهاست و از آنجا که آدم‌ها متفاوت هستند نمی‌توان آن‌ها را تغییر داد. با این حال می‌توانید تشخیص دهید که چه باورهایی می‌تواند کمک کند همانطور که دوست دارید زندگی کنید.

می توانید از تمام باورهایی که شما را در زندگی محدود می‌کند خلاص شوید و با این کار به خودتان فرصت یک زندگی که استحقاقش را دارید می‌دهید.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا